تبليغاتX
عاشق تر از شقایق

عاشق تر از شقایق

صبح روشن از شب تاریک سر میزند

عكس : گرانترين بازيگران زن هاليوود معرفي شدند

Persianv.com At site
فارس : «ساندرا بولاك» ، بازيگر برنده اسكار، با كسب 56 ميليون دلار دستمزد به خاطر دو فيلم، به عنوان گران قيمت‌ترين بازيگر زن هاليوودي طي 12 ماه گذشته معرفي شد.

اگرچه سال 2010 براي «ساندرا بولاك» با طلاقي كه داشت از لحاظ خانوادگي چندان سال موفق نبود ولي او با كسب جايزه اسكار بهترين بازيگر نقش اول زن براي فيلم «نقطه كور»، امسال را به عنوان موفق‌ترين سال كاري خود در پرونده‌اش به ثبت رساند.

او اخيرا از سوي سايت «فوربس» نيز با كسب 56 ميليون دلار دستمزد به خاطر دو فيلم «پيشنهاد» و «نقط كور» به عنوان گران‌قيمت‌ترين بازيگر هاليوود طي 12 ماه گذشته معرفي شده است.

اين بازيگر نه تنها براي بازي در اين فيلم‌ها اين ميزان دستمزد گرفته، بلكه طبق قرداد در سود اين فيلم‌ها نيز شريك است.

فيلم 30 ميليون دلاري «نقطه كور» بيش از 310 ميليون دلار و فيلم 40 ميليون دلاري «پيشنهاد» بيش از 320 ميليون دلار در گيشه فروخته‌اند.
Persianv.com At site
«ريس ويتراسپون» و «كامرون دياز» نيز با دستمزدي بالغ بر 32 ميليون دلار به طور مشترك جايگاه دوم فهرست گران‌قيمت‌ترين بازيگران زن هاليوود را به خود اختصاص داده‌اند.
Persianv.com At site
همچنين «جنيفر آنيستون» با 27 ميليون دلار

Persianv.com At site
و «سارا جسيكا پاركر» با 25 ميليون دلار درآمد در جايگاه چهارم و پنجم اين جدول قرار گرفته‌اند.

سال گذشته «آنجلينا جولي» و «جنيفر آنيستون» در صدر اين جدول قرار گرفته بودند.

منبع خبر : www.asriran.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 شهریور1389ساعت 14:42  توسط الینا  | 

7 اصل بیل گیتس

هفت اصل بیل گیتس

بیل گیتس در یکی از سخنرانی هایش در یکی از دبیرستان های آمریکا اصول موفقیت خود را اینگونه برشمرد:

اصل اول: در زندگی همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.

اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قائل نیست. در این دنیا از شما انتظار می رود قبل از آنکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید کار مثبتی

اصل سوم: پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام کسی به شما رقم فوق العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد به همین ترتیب قبل از آنکه بتوانید به مقام معاون ارشد با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.

اصل چهارم: اگر فکر می کنید آموزگارتان سختگیر است سخت در اشتباهید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رییس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.

اصل پنجم: آشپزی در رستوران ها با غرور و شان شما تضاد ندارد. پدربزرگ های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار یک فرصت بود.

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستیدپدر و مادرتان را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.

اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد شوید پدر و مادرتان هم جوانان پر شوری بودند و به قدری که به نظر شما می رسد ملال آور نبود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 9:36  توسط الینا  | 

قهر

نگه دگر بسوی من چه می کنی؟

چو در برِ رقیب من نشسته ای

به حیرتم که بعد از آن فریبها

تو هم پی فریب من نشسته ای

 

 

به چشم خویش دیدم آن شب ای خدا

که جام خود به جام دیگری زدی

چو فال حافظ آن میانه باز شد

تو فال خود به نام دیگری زدی

 

 

برو.......برو............بسوی او،مرا چه غم

تو آفتابی......او زمین..........من آسمان

بر او بتاب زآنکه من نشسته ام

به ناز روی شانه ی ستارگان

 

 

بر او بتاب زآنکه گریه می کند

در این میانه قلب من به حال او

کمال عشق باشد این گذشتها

دل تو مال من،تن تو مال او

 

 

تو که مرا به پرده ها کشیده ای

چگونه ره نبرده ای به راز من؟

گذشتم از تن تو زانکه در جهان

تنی نبود مقصد نیاز من

 

 

اگر بسویت این چنین دویده ام

به عشق عاشقم نه بر وصال تو

به ظلمت شبان بیفروغ من

خیال عشق خوشتر از خیال تو

 

کنون که در کنار او نشسته ای

تو و شراب و دولت وصال او!

گذشته رفت و آن فسانه کهنه شد

تن تو ماند و عشق بی زوال او!

                                                              

                                                            استاد فروغ فرخزاد

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 تیر1389ساعت 9:32  توسط الینا  | 

سلااااااااااااااااااااااااااااااااام

سلاااااااااااااااااااااااااااام دوستای گل گل گل گلاب خودممممممممممممممم چطورین.

این چند وقت سفر بودم نبودم که آپ کنم از این به بعدم کمتر میام آخه یه غول گنده ی بی شاخ و دم نمیزاره که بیام میدونین کیو میگم دیگه

آره کنکور و میگمممممممممممممممممممممممممممم

کنکور بد بد بد بد

اگه زحمتی نیست براتون دعام کنید که قبول شم

قربون دل مهربونتون بای بای

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 تیر1389ساعت 12:56  توسط الینا  | 

بیا..

 

ای تنها هم آغوش من                        

 

بیا که احساسم را برایت

 

دست نخورده نگاه داشته ام و

 

جسمم را به لذت بوسه ای نفروخته ام

 

بیا که میخواهم وقتی دستانت را به روی احساسم میگذاری

 

از فرط لذت

 

قطره های اشک بر گونه هایت بدرخشد

 

میخواهم با اشکهایت بر تمام احساسم بوسه زنی

 

میخواهم اشکهایت تمام روحم را خیس کنند،بیا که سالهاست

 

سر به دیوار نهاده ام، بیا ای تنها هم آغوش من، بیا......... بیا

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اردیبهشت1389ساعت 15:57  توسط الینا  | 

قلب

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:

سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)

دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم…

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اردیبهشت1389ساعت 18:45  توسط الینا  | 

آخرین


آخرین صبح جمعه‌ی پاییز
از سوز سرد پیچیده در فضای اتاق
چشم می‌گشایم بر نقش ثابت چشمانت
                                  می لرزد شانه‌هایم
                                           سر می‌گردانم ...



آنسوی قامت افسرده‌ی شیشه‌ها
گونه‌های آسمان
خیس از ابری ِ انتظار ...

نگاهم گم می‌شود
در گرداب‌های نقش بسته بر بستر آب
              در کرنش خاضعانه‌ی برگ‌های یاس


سکوت خانه
سرشار از صدای جیرجیر صندلی کهنه‌ای‌ست
                                که از یاد رفته در غربت ایوان !

می‌بارد باران ...

دلم ، کتیبه‌ی لحظه‌های بارانی‌
چشمانم ، بوم خاکستری ِ غربت تو می‌شود ...

 

+ نوشته شده در  شنبه 28 فروردین1389ساعت 12:30  توسط الینا  | 

سلام سلام دوستای گل خودم حالتون چطوره امید وارم مثل گلهای تازه شکفته بهاری شاداب و ناز باشید و بمونید.

من این عکس و خیلی دوست دارم خیلی قشنگه واسه همین تو این پست گذاشتم که شما هم ببینیدو لذت ببرید.

از اونجا که قالب وبلاگ اجازه پخش کامل عکس رو نمیده شما سیوش کنید و عکس رو کامل ببینید.

ممنون که به وبم سر میزنید و تنهام نمیذارید.

دوستون دارم فعلا بای

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 فروردین1389ساعت 19:22  توسط الینا  | 

ویران

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 فروردین1389ساعت 19:8  توسط الینا  | 

شیدا

خواستم كه شيدايت كنم مفتون چشمانت شدم

در عشق رسوايت كنم پاي بند پيمانت شدم

خواستم سخن از دل بگم

ديدم دل ميبري ، دين ميبري ، مومن به ايمانت شدم

گفتم مرحم نهم بر زخم خويش سازش كنم با اخم خويش

بيهوده بود تجويز من محتاج به درمانت شدم

خواستم پنهان كنم اين راز را اين سوز و اين گداز را

غافل كه من انگشت نماي شهر و سامانت شدم

مي دوني خيلي وقته كه رفتي

دلمو تكه تكه كردي

مثل يك تكه بلور من و از عمق وجودم ذره ذره كردي

يادته گفتي به من كه عاشقي

حالا باش ببين چه وعده كردي

تو گفته بودي طبيب دل بيماراني

پس طبيب دل من باش كه بيمار توام

تو هم رفتي رها كردي دلم را

دو صد چندان نمودي مشكلم را

+ نوشته شده در  جمعه 20 فروردین1389ساعت 9:18  توسط الینا  |